ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

:: مسائل در مورد امام علی (علیه السلام)
:: دعای هر روز ماه مبارک رمضان
:: جــنــگ نــــرم
:: زندگينامه علماء
:: انقلاب ایران
:: خداشناسی و راه های آن
:: احکام شرعي نماز
:: دانلود فایل های پی دی اف مذهبی
:: دانلود
:: موضوعات مذهبی مختلف
:: قرآن
:: دانلود نرم افزار مذهبی
:: معصومین
:: صدا
:: تفسیر قرآن
:: فضیلت و خواص سوره های قرآن
:: شهدای مسجد ثارالله
:: سیاسی
:: زندگینامه امامان
:: احادیث
:: مذهبی
:: سوالات و شبهات
:: احکام
:: مراسم های مسجد ثارالله
:: دعای روزهای هفته



نويسندگان :
:: میثم حیدری و امیرحسین زینلی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 2315
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


تفسیر سوره مبارکه ناس / تفسیر المیزان

در اين سوره رسول گرامي خود را دستور مي‏دهد به اينكه از شر وسواس خناس ، به خدا پناه ببرد ، و...........


سوره ناس مدني است و شش آيه دارد ( 6)

سورة الناس‏

 

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَب النَّاسِ‏(1) مَلِكِ النَّاسِ‏(2) إِلَهِ النَّاسِ‏(3) مِن شرِّ الْوَسوَاسِ الخَْنَّاسِ‏(4) الَّذِي يُوَسوِس في صدُورِ النَّاسِ‏(5) مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ‏(6)

ترجمه آيات

به نام الله كه بخشنده به همه و مهربان به خواص است .


بگو پناه مي‏برم به پروردگار مردم ( 1 ) .


فرمانرواي مردم ( 2) .


معبود مردم ( 3) .


از شر وسوسه‏گر نهاني ( 4) .


كه در دل مردم وسوسه مي‏كند ( 5) .


چه آنها كه از جنس جن هستند و چه آنها كه از جنس انسانند ( 6) .


بيان آيات


در اين سوره رسول گرامي خود را دستور مي‏دهد به اينكه از شر وسواس خناس ، به خدا پناه ببرد ، و به طوري كه از روايات وارده در شان نزول آن استفاده مي‏شود اين سوره در مدينه نازل شده ، بلكه از آن روايات بر مي‏آيد كه اين سوره و سوره قبليش هر دو با هم نازل شده‏اند .



ترجمة الميزان ج : 20ص687 :


قل اعوذ برب الناس ملك الناس اله الناس طبع آدمي چنين است كه وقتي شري به او متوجه مي‏شود و جان او را تهديد مي‏كند ، و در خود نيروي دفع آن را نمي‏بيند به كسي پناهنده مي‏شود كه نيروي دفع آن را دارد ، تا او وي را در رفع آن شر كفايت كند ، و انسان در اينگونه موارد به يكي از سه پناه ، پناهنده مي‏شود : يا به ربي پناه مي‏برد كه مدبر امر او و مربي او است ، و در تمامي حوائجش از كوچك و بزرگ به او رجوع مي‏كند ، در اين هنگام هم كه چنين شري متوجه او شده و بقاي او را تهديد مي‏كند به وي پناهنده مي‏شود تا آن شر را دفع كرده بقايش را تضمين كند ، و از ميان آن سه پناهگاه ، اين يكي سببي است في نفسه تام در سببيت .


دومين پناه ، كسي است كه داراي سلطنت و قوتي كافي باشد ، و حكمي نافذ داشته باشد ، به طوري كه هر كس از هر شري بدو پناهنده شود و او بتواند با اعمال قدرت و سلطنتش آن را دفع كند ، نظير پادشاهان ( و امثال ايشان ) ، اين سبب هم سببي است مستقل و تام در سببيت .


در اين ميان سبب سومي است و آن عبارت است از الهي كه معبود واقعي باشد ، چون لازمه معبوديت اله و مخصوصا اگر الهي واحد و بي شريك باشد ، اين است كه بنده خود را براي خودخالص سازد ، يعني جز او كسي را نخواند و در هيچ يك از حوائجش جز به او مراجعه ننمايد ، جز آنچه او اراده مي‏كند اراده نكند ، و جز آنچه او مي‏خواهد عمل نكند .


و خداي سبحان رب مردم ، و ملك آنان ، و اله ايشان است ، همچنان كه در كلام خويش اين سه صفت خود را جمع كرده فرموده : ذلكم الله ربكم له الملك لا اله الا هو فاني تصرفون و در آيه زير به علت ربوبيت و الوهيت خود اشاره نموده ، مي‏فرمايد رب المشرق و المغرب لا اله الا هو فاتخذه وكيلا ، و در اين آيه‏اي كه از نظرت مي‏گذرد به علت مالكيت خود اشاره نموده مي‏فرمايد : له ملك السموات و الأرض و الي الله ترجع الامور ، پس اگر قرار است آدمي در هنگام هجوم خطرهايي كه او را تهديد مي‏كند به ربي پناهنده شود ، الله


ترجمة الميزان ج : 20ص :688


تعالي تنها رب آدمي است و به جز او ربي نيست ، و نيز اگر قرار است آدمي در چنين مواقعي به پادشاهي نيرومند پناه ببرد ، الله سبحانه ، پادشاه حقيقي عالم است ، چون ملك از آن او است و حكم هم حكم او است .


و اگر قرار است بدين جهت به معبودي پناه ببرد ، الله تعالي معبودي واقعي است و به جز او اگر معبودي باشد قلابي و ادعايي است .


و بنابر اين جمله قل اعوذ برب الناس ، دستوري است به رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) ، به اينكه به خدا پناه ببرد ، از اين جهت كه خداي تعالي رب همه انسانها است و آن جناب هم يكي از ايشان است ، و نيز خداي تعالي ملك و اله همه انسانها است و آن جناب هم يكي از ايشان است .


از آنچه گذشت روشن شد كه : اولا : چرا در ميان همه صفات خداي تعالي خصوص سه صفت : ربوبيت و مالكيت و الوهيت را نام برد ؟ و نيز چرا اين سه صفت را به اين ترتيب ذكر كرد ، اول ربوبيت ، بعد مالكيت ، و در آخر الوهيت ؟ و گفتيم ربوبيت نزديك‏ترين صفات خدا به انسان است و ولايت در آن اخص است ، زيرا عنايتي كه خداي تعالي در تربيت او دارد ، بيش از ساير مخلوقات است .


علاوه بر اين اصولا ولايت ، امري خصوصي است مانند پدر كه فرزند را تحت پر و بال ولايت خود تربيت مي‏كند .


و ملك دورتر از ربوبيت و ولايت آن است ، همچنان كه در مثل فرزندي كه پدر دارد كاري به پادشاه ندارد ، بله اگر بي سرپرست شد به اداره آن پادشاه مراجعه مي‏كند ، تازه باز دستش به خود شاه نمي‏رسد ، و ولايت هم در اين مرحله عمومي‏تر است ، همچنان كه مي‏بينيم پادشاه تمام ملت را زير پر و بال خود مي‏گيرد ، و اله مرحله‏اي است كهدر آن بنده عابد ديگر در حوائجش به معبود مراجعه نمي‏كند ، و كاري به ولايت خاص و عام او ندارد ، چون عبادت ناشي از اخلاص دروني است ، نه طبيعت مادي ، به همين جهت در سوره مورد بحث نخست از ربوبيت خداي سبحان و سپس از سلطنتش سخن مي‏گويد ، و در آخر عالي‏ترين رابطه بين انسان و خدا يعني رابطه بندگي را بياد مي‏آورد ، مي‏فرمايد : قل اعوذ برب الناس ملك الناس اله الناس .


و ثانيا : روشن گرديد كه چرا جمله‏هاي رب الناس ، ملك الناس ، اله الناس را متصل و بدون واو عاطفه آورد ، خواست تا بفهماند هر يك از دو صفت الوهيت و سلطنت سببي مستقل در دفع شر است ، پس خداي تعالي سبب مستقل دفع شر است ، بدين


ترجمة الميزان ج : 20ص :689


جهت كه رب است ، و نيز سبب مستقل است بدين جهت كه ملك است ، و نيز سبب مستقل است بدين جهت كه اله است ، پس او از هر جهت كه اراده شود سبب مستقل است ، و نظير اين وجه در دو جمله الله احد الله الصمد گذشت .


و نيز با اين بيان روشن گرديد كه چرا كلمه ناس سه بار تكرار شد ، با اينكه مي‏توانست بفرمايد : قل اعوذ برب الناس و الههم و ملكهم چون خواست تا به اين وسيله اشاره كند به اينكه اين سه صفت هر يك به تنهايي ممكن است پناه پناهنده قرار گيرد ، بدون اينكه پناهنده احتياج داشته باشد به اينكه آن دو جمله ديگر را كه مشتمل بر دو صفت ديگر است به زبان آورد ، همچنان كه در صريح قرآن فرموده : خداي تعالي اسمائي حسني دارد ، به هر يك بخواهيد مي‏توانيد او را بخوانيد ، اين بود توجيهات ما در باره آيات اين سوره ، ولي مفسرين در توجيه هر يك از سؤالهاي بالا وجوهي ذكر كرده‏اند كه دردي را دوا نمي‏كند .


من شر الوسواس الخناس در مجمع البيان ، آمده كه كلمه وسواس به معناي حديث نفس است ، به نحوي كه گويي صدايي آهسته است كه بگوش مي‏رسد ، و بنا به گفتهوي كلمه وسواس مانند كلمه وسوسه مصدر خواهد بود ، و ديگران آن را مصدري سماعي و بر خلاف قاعده دانسته‏اند ، چون قاعده اقتضا مي‏كرد واو اول اين كلمه به كسره خوانده شود ، همچنان كه حرف اول مصدر ساير افعال چهار حرفي به كسره خوانده مي‏شود ، مثلا مي‏گويند : دحرج ، يدحرج ، دحراجا و زلزل ، يزلزل زلزالا و به هر حال ظاهر اين آيه - همانطور كه ديگران نيز استظهار كرده‏اند - اين است كه : مراد از اين مصدر معناي وصفي است ، كه مانند جمله زيد عدل - زيد عدالت است به منظور مبالغه به صيغه مصدر تعبير شده است .


و از بعضي نقل شده كه اصلا كلمه مورد بحث را صفت دانسته‏اند ، نه مصدر .


و كلمه خناس صيغه مبالغه از مصدر خنوس است كه به معناي اختفاي بعد از ظهور است .


بعضي گفته‏اند : شيطان را از اين جهت خناس خوانده كه به طور مداوم آدمي را وسوسه مي‏كند ، و به محضي كه انسان به ياد خدا مي‏افتد پنهان مي‏شود و عقب مي‏رود ، باز همينكه انسان از ياد خدا غافل مي‏شود ، جلو مي‏آيد و به وسوسه مي‏پردازد .



ترجمة الميزان ج : 20ص :690


الذي يوسوس في صدور الناس اين جمله صفت وسواس خناس است ، و مراد از صدور ناس محل وسوسه شيطان است ، چون شعور و ادراك آدمي به حسب استعمال شايع ، به قلب آدمي نسبت داده مي‏شود كه در قفسه سينه قرار دارد ، و قرآن هم در اين باب فرموده : و لكن تعمي القلوب التي في الصدور .


من الجنة و الناس اين جمله بيان وسواس خناس است ، و در آن به اين معنا اشاره شده كه بعضي از مردم كساني هستند كه از شدت انحراف ، خود شيطاني شده و در زمره شيطانها قرار گرفته‏اند ، همچنان كه قرآن در جاي ديگر نيز فرموده : شياطين الانس و الجن .


و اما اينكه بعضي گفته‏اند كه كلمه ناس هم بر جماعتي از انسانها اطلاق مي‏شود و هم بر جماعتي از جن ، و جمله من الجنة و الناس بيانگر اين معناي اعم است .


سخني است بي‏دليل كه نبايد بدان اعتناء نمود .


همچنين به اين سخن كه بعضي گفته‏اند كه : كلمه و الناس عطف است بر كلمه وسواس ، و معناي عبارت اين است كه : پناه مي‏برم به خدا از شر وسواس خناس كه از طائفه جن هستند ، و از شر مردم .


چون اين معنايي است كه همه مي‏دانند از فهم بدور است .


بحث روايتي


در مجمع البيان است كه ابو خديجه از امام صادق (عليه‏السلام‏) روايت كرده كه فرمود : جبرئيل نزد رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) آمد در حالي كه آن جناب بيمار بود ، پس آن جناب را با دوسوره قل أعوذ و سوره قل هو الله احد افسون نموده ، سپس گفت : بسم الله ارقيك و الله يشفيك من كل داء يؤذيك خذها فلتهنيك - من تو را به نام خدا افسون مي‏كنم ، و خدا تو را از هر دردي كه آزارت دهد شفا مي‏دهد ، بگير اين را كه گوارايت باد پس رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) گفت : بسم الله الرحمن الرحيم قل اعوذ


ترجمة الميزان ج : 20ص :691


برب الناس ... .


مؤلف : بعضي از رواياتي كه در شان نزول اين سوره وارد شده در بحث روايتي گذشته گذشت .


و باز در مجمع البيان است كه از انس بن مالك روايت شده كه گفت : رسولخدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود : شيطان پوزه خود را بر قلب هر انساني خواهد گذاشت ، اگر انسان به ياد خدا بيفتد ، او مي‏گريزد و دور مي‏شود ، و اما اگر خدا را از ياد ببرد ، دلش را مي‏خورد ، اين است معناي وسواس خناس .


و در همان كتاب آمده كه عياشي به سند خود از أبان بن تغلب ، از جعفر بن محمد (عليهماالسلام‏) روايت كرده كه فرمود : رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) فرموده : هيچ مؤمني نيست مگر آنكه براي قلبش در سينه‏اش دو گوش هست ، از يك گوش فرشته بر او مي‏خواند و مي‏دمد ، و از گوش ديگرش وسواس خناس بر اومي‏خواند ، خداي تعالي به وسيله فرشته او را تاييد مي‏كند ، و اين همان است كه فرموده : و ايدهم بروح منه - ايشان را به روحي از ناحيه خود تاييد مي‏كند .


و در امالي صدوق به سند خود از امام صادق (عليه‏السلام‏) روايت كرده كه فرمود : وقتي آيه و الذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم ، نازل شد ابليس به بالاي كوهي در مكه رفت كه آن را كوه ثوير مي‏نامند .


و به بلندترين آوازش عفريت‏هاي خود را صدا زد ، همه نزدش جمع شدند ، پرسيدند اي بزرگ ما مگر چه شده كه ما را نزد خود خواندي ؟ گفت : اين آيه نازل شده ، كداميك از شما است كه اثر آن را خنثي سازد ، عفريتي از شيطانها برخاست و گفت : من از اين راه آن را خنثي مي‏كنم .


شيطان گفت : نه ، اين كار از تو بر نمي‏آيد .


عفريتي ديگر برخاست و مثل همان سخن را گفت ، و مثل آن پاسخ را شنيد .


وسواس خناس گفت : اين كار را به من واگذار ، پرسيد از چه راهي آن را خنثي خواهي كرد ؟ گفت : به آنان وعده مي‏دهم ، آرزومندشان مي‏كنم تا مرتكب خطا و گناه شوند ، وقتي در گناه واقع شدند ، استغفار را از يادشان مي‏برم .


شيطان گفت : آري تو ، به درد اين


ترجمة الميزان ج : 20ص692 :


كار مي‏خوري ، و او را موكل بر اين ماموريت كرد ، تا روز قيامت .


مؤلف : در اوائل جلد هشتم اين كتاب گفتاري در اين باره گذشت .


- الحمد لله كه اين كتاب به پايان رسيد ، و فراغت از تاليف آن در شب مبارك قدر يعني بيست و سوم ماه مبارك رمضان سال هزار و سيصد و نود و دوي هجري اتفاق افتاد و الحمد لله علي الدوام و الصلوة علي سيدنا محمد و اله و السلام .


مترجم : سپاس خداي را كه توفيق ترجمه تفسير الميزان را به اين بنده ناچيزش عطا فرمود ، و ترجمه آخرين جلدش در روز عيد غدير به پايان رسيد .


اميد آن دارم كه اين خدمت ناچيز در درگاه ربوبيتش و در پيشگاه مقدس خاتم الانبيا ، و اوصياي گرام آن حضرت مقبول افتد .


و خداوند عز و جل در اين ترجمه بركتي قرار دهد تا افراد بيشتري از آن منتفع گردند .


در اينجا به ياد خاطره‏اي كه با مرحوم استادم علامه طباطبائي داشتم افتادم كه فرمود : شخصي مرحوم پدرم را در خواب ديد ، حال او را و نظري كه به فرزندش دارد سؤال كرد ، آن مرحوم فرموده بود از محمد حسين راضي نيستم ، زيرا او با نوشته‏هايش سرمايه كلاني براي خود فراهم آورده و چيزي به من نداده ، مرحوم استاد وقتي اين ماجرا را نقل كرد اشك از چشمانش جاري شد و به من فرمود : من ثواب تفسير الميزان را به روح والدينم اهدا نمودم .


به ايشان عرض كردم من نيز ثواب ترجمه آن را به روح والدينم اهدا نمودم ، اميد است خداي عز و جل به لطف و كرم خود اين هديه را با صفات مضاعف در حساب آنان بنويسد .


از همه خوانندگان عزيز و محترم التماس دعا دارم .


و الحمد لله و الصلوة علي رسول الله و علي آله خزائن رحمة الله و اللعن علي اعدائهم اعداء الله .


سيد محمد باقر شريف موسوي ، معروف به سيد محمد باقر موسوي همداني فرزند حجة الاسلام و المسلمين مرحوم سيد هادي گروسي تغمده الله بغفرانه .



نوشته شده توسط masjedsarallah در سه‌شنبه 19 اردیبهشت 1391

ارسال نظر(1)

:: نمازگزاران مسجد ثارالله توهین نشریه شارلی ابدو به پیامبر اکرم (ص) را محکوم کردند / گزارش تصویری
:: حضور جناب آقای بیژن نوباوه به مناسبت ایام ا... دهه مبارک فجر/گزارش تصویری
:: فراخوان حضور در راهپیمایی یوم الله ۲۲ بهمن
:: مراسم دهه اول فاطمیه (س) در مسجد ثارالله
:: از عرش به فرش
:: دیدار جلیلی با مردم قزوین؛ شنبه بعد از نماز مغرب و عشا ‌در مسجد امام خمینی (ره)
:: مراسم پرفیض دعای کمیل در مسجد ثارالله / گزارش تصویری
:: حاضري از حرم امام روح الله تا جمكران مهدي فاطمه(س) پا به پاي من بيايي؟
:: رهبر معظم انقلاب در دیدار با نیروی هوایی: توافق نکردن بهتر از توافق بد است/ضربه متقابل مردم در ۲۲ به
:: عناوین گناهان کبیره چیست؟





به وبلاگ مسجد ثارالله استان قزوین خوش آمدید.
misamheydari@yahoo.com




:: بهمن 1393
:: دی 1393
:: خرداد 1392
:: اردیبهشت 1392
:: فروردین 1392
:: بهمن 1391
:: دی 1391
:: آذر 1391
:: آبان 1391
:: مهر 1391
:: شهریور 1391
:: مرداد 1391
:: تیر 1391
:: خرداد 1391
:: اردیبهشت 1391
:: فروردین 1391

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 4529
Design By : wWw.LoxBlog.Com