💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::مسائل در مورد امام علی (علیه السلام)
::دعای هر روز ماه مبارک رمضان
::جــنــگ نــــرم
::زندگينامه علماء
::انقلاب ایران
::خداشناسی و راه های آن
::احکام شرعي نماز
::دانلود فایل های پی دی اف مذهبی
::دانلود
::موضوعات مذهبی مختلف
::قرآن
::دانلود نرم افزار مذهبی
::معصومین
::صدا
::تفسیر قرآن
::فضیلت و خواص سوره های قرآن
::شهدای مسجد ثارالله
::سیاسی
::زندگینامه امامان
::احادیث
::مذهبی
::سوالات و شبهات
::احکام
::مراسم های مسجد ثارالله
::دعای روزهای هفته



نويسندگان :

آمار بازديد :
:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


تفسیر سوره مبارکه ناس / تفسیر المیزان

در اين سوره رسول گرامي خود را دستور مي‏دهد به اينكه از شر وسواس خناس ، به خدا پناه ببرد ، و...........


سوره ناس مدني است و شش آيه دارد ( 6)

سورة الناس‏

 

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَب النَّاسِ‏(1) مَلِكِ النَّاسِ‏(2) إِلَهِ النَّاسِ‏(3) مِن شرِّ الْوَسوَاسِ الخَْنَّاسِ‏(4) الَّذِي يُوَسوِس في صدُورِ النَّاسِ‏(5) مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ‏(6)

ترجمه آيات

به نام الله كه بخشنده به همه و مهربان به خواص است .


بگو پناه مي‏برم به پروردگار مردم ( 1 ) .


فرمانرواي مردم ( 2) .


معبود مردم ( 3) .


از شر وسوسه‏گر نهاني ( 4) .


كه در دل مردم وسوسه مي‏كند ( 5) .


چه آنها كه از جنس جن هستند و چه آنها كه از جنس انسانند ( 6) .


بيان آيات


در اين سوره رسول گرامي خود را دستور مي‏دهد به اينكه از شر وسواس خناس ، به خدا پناه ببرد ، و به طوري كه از روايات وارده در شان نزول آن استفاده مي‏شود اين سوره در مدينه نازل شده ، بلكه از آن روايات بر مي‏آيد كه اين سوره و سوره قبليش هر دو با هم نازل شده‏اند .



ترجمة الميزان ج : 20ص687 :


قل اعوذ برب الناس ملك الناس اله الناس طبع آدمي چنين است كه وقتي شري به او متوجه مي‏شود و جان او را تهديد مي‏كند ، و در خود نيروي دفع آن را نمي‏بيند به كسي پناهنده مي‏شود كه نيروي دفع آن را دارد ، تا او وي را در رفع آن شر كفايت كند ، و انسان در اينگونه موارد به يكي از سه پناه ، پناهنده مي‏شود : يا به ربي پناه مي‏برد كه مدبر امر او و مربي او است ، و در تمامي حوائجش از كوچك و بزرگ به او رجوع مي‏كند ، در اين هنگام هم كه چنين شري متوجه او شده و بقاي او را تهديد مي‏كند به وي پناهنده مي‏شود تا آن شر را دفع كرده بقايش را تضمين كند ، و از ميان آن سه پناهگاه ، اين يكي سببي است في نفسه تام در سببيت .


دومين پناه ، كسي است كه داراي سلطنت و قوتي كافي باشد ، و حكمي نافذ داشته باشد ، به طوري كه هر كس از هر شري بدو پناهنده شود و او بتواند با اعمال قدرت و سلطنتش آن را دفع كند ، نظير پادشاهان ( و امثال ايشان ) ، اين سبب هم سببي است مستقل و تام در سببيت .


در اين ميان سبب سومي است و آن عبارت است از الهي كه معبود واقعي باشد ، چون لازمه معبوديت اله و مخصوصا اگر الهي واحد و بي شريك باشد ، اين است كه بنده خود را براي خودخالص سازد ، يعني جز او كسي را نخواند و در هيچ يك از حوائجش جز به او مراجعه ننمايد ، جز آنچه او اراده مي‏كند اراده نكند ، و جز آنچه او مي‏خواهد عمل نكند .


و خداي سبحان رب مردم ، و ملك آنان ، و اله ايشان است ، همچنان كه در كلام خويش اين سه صفت خود را جمع كرده فرموده : ذلكم الله ربكم له الملك لا اله الا هو فاني تصرفون و در آيه زير به علت ربوبيت و الوهيت خود اشاره نموده ، مي‏فرمايد رب المشرق و المغرب لا اله الا هو فاتخذه وكيلا ، و در اين آيه‏اي كه از نظرت مي‏گذرد به علت مالكيت خود اشاره نموده مي‏فرمايد : له ملك السموات و الأرض و الي الله ترجع الامور ، پس اگر قرار است آدمي در هنگام هجوم خطرهايي كه او را تهديد مي‏كند به ربي پناهنده شود ، الله


ترجمة الميزان ج : 20ص :688


تعالي تنها رب آدمي است و به جز او ربي نيست ، و نيز اگر قرار است آدمي در چنين مواقعي به پادشاهي نيرومند پناه ببرد ، الله سبحانه ، پادشاه حقيقي عالم است ، چون ملك از آن او است و حكم هم حكم او است .


و اگر قرار است بدين جهت به معبودي پناه ببرد ، الله تعالي معبودي واقعي است و به جز او اگر معبودي باشد قلابي و ادعايي است .


و بنابر اين جمله قل اعوذ برب الناس ، دستوري است به رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) ، به اينكه به خدا پناه ببرد ، از اين جهت كه خداي تعالي رب همه انسانها است و آن جناب هم يكي از ايشان است ، و نيز خداي تعالي ملك و اله همه انسانها است و آن جناب هم يكي از ايشان است .


از آنچه گذشت روشن شد كه : اولا : چرا در ميان همه صفات خداي تعالي خصوص سه صفت : ربوبيت و مالكيت و الوهيت را نام برد ؟ و نيز چرا اين سه صفت را به اين ترتيب ذكر كرد ، اول ربوبيت ، بعد مالكيت ، و در آخر الوهيت ؟ و گفتيم ربوبيت نزديك‏ترين صفات خدا به انسان است و ولايت در آن اخص است ، زيرا عنايتي كه خداي تعالي در تربيت او دارد ، بيش از ساير مخلوقات است .


علاوه بر اين اصولا ولايت ، امري خصوصي است مانند پدر كه فرزند را تحت پر و بال ولايت خود تربيت مي‏كند .


و ملك دورتر از ربوبيت و ولايت آن است ، همچنان كه در مثل فرزندي كه پدر دارد كاري به پادشاه ندارد ، بله اگر بي سرپرست شد به اداره آن پادشاه مراجعه مي‏كند ، تازه باز دستش به خود شاه نمي‏رسد ، و ولايت هم در اين مرحله عمومي‏تر است ، همچنان كه مي‏بينيم پادشاه تمام ملت را زير پر و بال خود مي‏گيرد ، و اله مرحله‏اي است كهدر آن بنده عابد ديگر در حوائجش به معبود مراجعه نمي‏كند ، و كاري به ولايت خاص و عام او ندارد ، چون عبادت ناشي از اخلاص دروني است ، نه طبيعت مادي ، به همين جهت در سوره مورد بحث نخست از ربوبيت خداي سبحان و سپس از سلطنتش سخن مي‏گويد ، و در آخر عالي‏ترين رابطه بين انسان و خدا يعني رابطه بندگي را بياد مي‏آورد ، مي‏فرمايد : قل اعوذ برب الناس ملك الناس اله الناس .


و ثانيا : روشن گرديد كه چرا جمله‏هاي رب الناس ، ملك الناس ، اله الناس را متصل و بدون واو عاطفه آورد ، خواست تا بفهماند هر يك از دو صفت الوهيت و سلطنت سببي مستقل در دفع شر است ، پس خداي تعالي سبب مستقل دفع شر است ، بدين


ترجمة الميزان ج : 20ص :689


جهت كه رب است ، و نيز سبب مستقل است بدين جهت كه ملك است ، و نيز سبب مستقل است بدين جهت كه اله است ، پس او از هر جهت كه اراده شود سبب مستقل است ، و نظير اين وجه در دو جمله الله احد الله الصمد گذشت .


و نيز با اين بيان روشن گرديد كه چرا كلمه ناس سه بار تكرار شد ، با اينكه مي‏توانست بفرمايد : قل اعوذ برب الناس و الههم و ملكهم چون خواست تا به اين وسيله اشاره كند به اينكه اين سه صفت هر يك به تنهايي ممكن است پناه پناهنده قرار گيرد ، بدون اينكه پناهنده احتياج داشته باشد به اينكه آن دو جمله ديگر را كه مشتمل بر دو صفت ديگر است به زبان آورد ، همچنان كه در صريح قرآن فرموده : خداي تعالي اسمائي حسني دارد ، به هر يك بخواهيد مي‏توانيد او را بخوانيد ، اين بود توجيهات ما در باره آيات اين سوره ، ولي مفسرين در توجيه هر يك از سؤالهاي بالا وجوهي ذكر كرده‏اند كه دردي را دوا نمي‏كند .


من شر الوسواس الخناس در مجمع البيان ، آمده كه كلمه وسواس به معناي حديث نفس است ، به نحوي كه گويي صدايي آهسته است كه بگوش مي‏رسد ، و بنا به گفتهوي كلمه وسواس مانند كلمه وسوسه مصدر خواهد بود ، و ديگران آن را مصدري سماعي و بر خلاف قاعده دانسته‏اند ، چون قاعده اقتضا مي‏كرد واو اول اين كلمه به كسره خوانده شود ، همچنان كه حرف اول مصدر ساير افعال چهار حرفي به كسره خوانده مي‏شود ، مثلا مي‏گويند : دحرج ، يدحرج ، دحراجا و زلزل ، يزلزل زلزالا و به هر حال ظاهر اين آيه - همانطور كه ديگران نيز استظهار كرده‏اند - اين است كه : مراد از اين مصدر معناي وصفي است ، كه مانند جمله زيد عدل - زيد عدالت است به منظور مبالغه به صيغه مصدر تعبير شده است .


و از بعضي نقل شده كه اصلا كلمه مورد بحث را صفت دانسته‏اند ، نه مصدر .


و كلمه خناس صيغه مبالغه از مصدر خنوس است كه به معناي اختفاي بعد از ظهور است .


بعضي گفته‏اند : شيطان را از اين جهت خناس خوانده كه به طور مداوم آدمي را وسوسه مي‏كند ، و به محضي كه انسان به ياد خدا مي‏افتد پنهان مي‏شود و عقب مي‏رود ، باز همينكه انسان از ياد خدا غافل مي‏شود ، جلو مي‏آيد و به وسوسه مي‏پردازد .



ترجمة الميزان ج : 20ص :690


الذي يوسوس في صدور الناس اين جمله صفت وسواس خناس است ، و مراد از صدور ناس محل وسوسه شيطان است ، چون شعور و ادراك آدمي به حسب استعمال شايع ، به قلب آدمي نسبت داده مي‏شود كه در قفسه سينه قرار دارد ، و قرآن هم در اين باب فرموده : و لكن تعمي القلوب التي في الصدور .


من الجنة و الناس اين جمله بيان وسواس خناس است ، و در آن به اين معنا اشاره شده كه بعضي از مردم كساني هستند كه از شدت انحراف ، خود شيطاني شده و در زمره شيطانها قرار گرفته‏اند ، همچنان كه قرآن در جاي ديگر نيز فرموده : شياطين الانس و الجن .


و اما اينكه بعضي گفته‏اند كه كلمه ناس هم بر جماعتي از انسانها اطلاق مي‏شود و هم بر جماعتي از جن ، و جمله من الجنة و الناس بيانگر اين معناي اعم است .


سخني است بي‏دليل كه نبايد بدان اعتناء نمود .


همچنين به اين سخن كه بعضي گفته‏اند كه : كلمه و الناس عطف است بر كلمه وسواس ، و معناي عبارت اين است كه : پناه مي‏برم به خدا از شر وسواس خناس كه از طائفه جن هستند ، و از شر مردم .


چون اين معنايي است كه همه مي‏دانند از فهم بدور است .


بحث روايتي


در مجمع البيان است كه ابو خديجه از امام صادق (عليه‏السلام‏) روايت كرده كه فرمود : جبرئيل نزد رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) آمد در حالي كه آن جناب بيمار بود ، پس آن جناب را با دوسوره قل أعوذ و سوره قل هو الله احد افسون نموده ، سپس گفت : بسم الله ارقيك و الله يشفيك من كل داء يؤذيك خذها فلتهنيك - من تو را به نام خدا افسون مي‏كنم ، و خدا تو را از هر دردي كه آزارت دهد شفا مي‏دهد ، بگير اين را كه گوارايت باد پس رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) گفت : بسم الله الرحمن الرحيم قل اعوذ


ترجمة الميزان ج : 20ص :691


برب الناس ... .


مؤلف : بعضي از رواياتي كه در شان نزول اين سوره وارد شده در بحث روايتي گذشته گذشت .


و باز در مجمع البيان است كه از انس بن مالك روايت شده كه گفت : رسولخدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود : شيطان پوزه خود را بر قلب هر انساني خواهد گذاشت ، اگر انسان به ياد خدا بيفتد ، او مي‏گريزد و دور مي‏شود ، و اما اگر خدا را از ياد ببرد ، دلش را مي‏خورد ، اين است معناي وسواس خناس .


و در همان كتاب آمده كه عياشي به سند خود از أبان بن تغلب ، از جعفر بن محمد (عليهماالسلام‏) روايت كرده كه فرمود : رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) فرموده : هيچ مؤمني نيست مگر آنكه براي قلبش در سينه‏اش دو گوش هست ، از يك گوش فرشته بر او مي‏خواند و مي‏دمد ، و از گوش ديگرش وسواس خناس بر اومي‏خواند ، خداي تعالي به وسيله فرشته او را تاييد مي‏كند ، و اين همان است كه فرموده : و ايدهم بروح منه - ايشان را به روحي از ناحيه خود تاييد مي‏كند .


و در امالي صدوق به سند خود از امام صادق (عليه‏السلام‏) روايت كرده كه فرمود : وقتي آيه و الذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم ، نازل شد ابليس به بالاي كوهي در مكه رفت كه آن را كوه ثوير مي‏نامند .


و به بلندترين آوازش عفريت‏هاي خود را صدا زد ، همه نزدش جمع شدند ، پرسيدند اي بزرگ ما مگر چه شده كه ما را نزد خود خواندي ؟ گفت : اين آيه نازل شده ، كداميك از شما است كه اثر آن را خنثي سازد ، عفريتي از شيطانها برخاست و گفت : من از اين راه آن را خنثي مي‏كنم .


شيطان گفت : نه ، اين كار از تو بر نمي‏آيد .


عفريتي ديگر برخاست و مثل همان سخن را گفت ، و مثل آن پاسخ را شنيد .


وسواس خناس گفت : اين كار را به من واگذار ، پرسيد از چه راهي آن را خنثي خواهي كرد ؟ گفت : به آنان وعده مي‏دهم ، آرزومندشان مي‏كنم تا مرتكب خطا و گناه شوند ، وقتي در گناه واقع شدند ، استغفار را از يادشان مي‏برم .


شيطان گفت : آري تو ، به درد اين


ترجمة الميزان ج : 20ص692 :


كار مي‏خوري ، و او را موكل بر اين ماموريت كرد ، تا روز قيامت .


مؤلف : در اوائل جلد هشتم اين كتاب گفتاري در اين باره گذشت .


- الحمد لله كه اين كتاب به پايان رسيد ، و فراغت از تاليف آن در شب مبارك قدر يعني بيست و سوم ماه مبارك رمضان سال هزار و سيصد و نود و دوي هجري اتفاق افتاد و الحمد لله علي الدوام و الصلوة علي سيدنا محمد و اله و السلام .


مترجم : سپاس خداي را كه توفيق ترجمه تفسير الميزان را به اين بنده ناچيزش عطا فرمود ، و ترجمه آخرين جلدش در روز عيد غدير به پايان رسيد .


اميد آن دارم كه اين خدمت ناچيز در درگاه ربوبيتش و در پيشگاه مقدس خاتم الانبيا ، و اوصياي گرام آن حضرت مقبول افتد .


و خداوند عز و جل در اين ترجمه بركتي قرار دهد تا افراد بيشتري از آن منتفع گردند .


در اينجا به ياد خاطره‏اي كه با مرحوم استادم علامه طباطبائي داشتم افتادم كه فرمود : شخصي مرحوم پدرم را در خواب ديد ، حال او را و نظري كه به فرزندش دارد سؤال كرد ، آن مرحوم فرموده بود از محمد حسين راضي نيستم ، زيرا او با نوشته‏هايش سرمايه كلاني براي خود فراهم آورده و چيزي به من نداده ، مرحوم استاد وقتي اين ماجرا را نقل كرد اشك از چشمانش جاري شد و به من فرمود : من ثواب تفسير الميزان را به روح والدينم اهدا نمودم .


به ايشان عرض كردم من نيز ثواب ترجمه آن را به روح والدينم اهدا نمودم ، اميد است خداي عز و جل به لطف و كرم خود اين هديه را با صفات مضاعف در حساب آنان بنويسد .


از همه خوانندگان عزيز و محترم التماس دعا دارم .


و الحمد لله و الصلوة علي رسول الله و علي آله خزائن رحمة الله و اللعن علي اعدائهم اعداء الله .


سيد محمد باقر شريف موسوي ، معروف به سيد محمد باقر موسوي همداني فرزند حجة الاسلام و المسلمين مرحوم سيد هادي گروسي تغمده الله بغفرانه .



نوشته شده توسط میثم حیدری و امیرحسین زینلی در سه‌شنبه 19 اردیبهشت 1391

ارسال نظر(1)

:: مراسم دهه اول فاطمیه (س) در مسجد ثارالله
:: حضور جناب آقای مرتضی نبوی به مناسبت ایام ا... دهه مبارک فجر/گزارش تصویری
:: فراخوان حضور در راهپیمایی یوم الله ۲۲ بهمن
:: رهبر معظم انقلاب در دیدار با نیروی هوایی: توافق نکردن بهتر از توافق بد است/ضربه متقابل مردم در ۲۲ به
:: حضور جناب آقای بیژن نوباوه به مناسبت ایام ا... دهه مبارک فجر/گزارش تصویری
:: نمازگزاران مسجد ثارالله توهین نشریه شارلی ابدو به پیامبر اکرم (ص) را محکوم کردند / گزارش تصویری
:: عناوین گناهان کبیره چیست؟
:: حاضري از حرم امام روح الله تا جمكران مهدي فاطمه(س) پا به پاي من بيايي؟
:: کسانی که از رهبری زاویه گرفتند جا مانده و تباه شدند
:: دیدار مردم شریف قزوین با دکتر سعید جلیلی / گزارش تصویری





به وبلاگ مسجد ثارالله استان قزوین خوش آمدید.
misamheydari@yahoo.com




:: بهمن 1393
:: دی 1393
:: خرداد 1392
:: اردیبهشت 1392
:: فروردین 1392
:: بهمن 1391
:: دی 1391
:: آذر 1391
:: آبان 1391
:: مهر 1391
:: شهریور 1391
:: مرداد 1391
:: تیر 1391
:: خرداد 1391
:: اردیبهشت 1391
:: فروردین 1391

آبر برچسب ها

[Post_Tags_Title] ,

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 4529
Design By : wWw.Theme-Designer.Com