ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

:: مسائل در مورد امام علی (علیه السلام)
:: دعای هر روز ماه مبارک رمضان
:: جــنــگ نــــرم
:: زندگينامه علماء
:: انقلاب ایران
:: خداشناسی و راه های آن
:: احکام شرعي نماز
:: دانلود فایل های پی دی اف مذهبی
:: دانلود
:: موضوعات مذهبی مختلف
:: قرآن
:: دانلود نرم افزار مذهبی
:: معصومین
:: صدا
:: تفسیر قرآن
:: فضیلت و خواص سوره های قرآن
:: شهدای مسجد ثارالله
:: سیاسی
:: زندگینامه امامان
:: احادیث
:: مذهبی
:: سوالات و شبهات
:: احکام
:: مراسم های مسجد ثارالله
:: دعای روزهای هفته



نويسندگان :
:: میثم حیدری و امیرحسین زینلی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 2313
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


تفسیر سوره مبارکه تين/ تفسیر المیزان

دانسته‏اند ، كلمه ما - چيزي كه را به معناي من - كسي كه گرفته‏اند ، و نيز حكم را به معناي قضا گرفته ، و...........


سوره تين ، مكي است و هشت آيه دارد ( 8)

سورة التين‏

 

بِّسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ‏(1) وَ طورِ سِينِينَ‏(2) وَ هَذَا الْبَلَدِ الأَمِينِ‏(3) لَقَدْ خَلَقْنَا الانسنَ في أَحْسنِ تَقْوِيمٍ‏(4) ثُمَّ رَدَدْنَهُ أَسفَلَ سفِلِينَ‏(5) إِلا الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيرُ ممْنُونٍ‏(6) فَمَا يُكَذِّبُك بَعْدُ بِالدِّينِ‏(7) أَ لَيْس اللَّهُ بِأَحْكمِ الحَْكِمِينَ‏(8)

 

ترجمه آيات

 

به نامخداي رحمان و رحيم ، سوگند به دو سرزمين ( انبياء خيز ) شام و بيت المقدس ( يا قسم به انجير و زيتون ) ( 1) .

 

و سوگند به سرزمين طور سينا ( 2) .

 

سوگند به مكه اين بلد امين ( 3) .

 

كه ما انسان را به بهترين نظام خلقت خلق كرديم ( 4) .

 

سپس او را - در صورتي كه منحرف شود - به پست‏ترين مرحله برگردانديم ( 5) .

 

مگر كساني را كه ايمان آورده و اعمال صالح كنند كه پاداشي قطع ناشدني دارند ( 6) .

 

حال اي انسان ! آن انگيزه‏اي كه تو را وا مي‏دارد به اينكه روز جزا را تكذيب كني چيست ؟ ( 7) .

 

مگر خدا را احكم الحاكمين نيافتيد ؟ ( 8 ) .

 

ترجمة الميزان ج : 20ص :539

 

بيان آيات

 

اين سوره مساله بعث و جزا را ياد آور شده ، مطلب را از راه خلقت انسان در بهترين تقويم ، و سپس اختلاف افراد انسان در بقا بر فطرت اولي و خارج شدن از آن ، و در نتيجه تنزلش تا اسفل سافلين را بيان نموده ، در آخر خاطر نشان مي‏كند كه به حكم حكمت الهي واجب است كه بين دو طايفه در دادن جزا فرق گذاشت ، و پاداش هر دو نبايد يكسان باشد .

 

و اين سوره مكي است ، هر چند كه مي‏تواند مدني هم باشد ، مؤيد مكي بودنش سوگند به و هذا البلد الامين است هر چند كه اين نيز صريح نيست در اينكه سوره در مكه نازل شده ، چون احتمال دارد سوگند به شهر مكه بعد از هجرت آن حضرت و مراجعتش به مكه نازل شده باشد .

 

و التين و الزيتون و طور سينين و هذا البلد الامين بعضي از مفسرين گفته‏اند : مراد از كلمه تين ( انجير ) و زيتون دو ميوه معروف است ، كه خداي تعالي به آنها سوگند ياد كرده ، به خاطر اينكه در آنها فوايد بسيار زيادي و خواص و منافعي سراغ داشته .

 

ولي بعضي ديگر گفته‏اند : منظور از تين ، كوهستاني است كه دمشق بر بلندي آن واقع شده ، و منظور از زيتون كوهستاني است كه بيت المقدس بر بالاييكي از كوه‏هايش بنا شده ، و اطلاق نام دو ميوه انجير و زيتون بر اين دو كوه شايد براي اين بوده كه اين دو ميوه در اين دو منطقه مي‏رويد ، و سوگند خوردن به اين دو منطقه هم شايد به خاطر اين بوده كه عده بسياري از انبيا در اين دو نقطه مبعوث شده‏اند .

 

و بعضي ديگر احتمال‏هايي ديگر داده‏اند .

 

و مراد از طور سينين ، كوهي است كه در آن خداي تعالي با موسي بن عمران تكلم كرد ، كه طور سيناء هم ناميده مي‏شود ، و مراد از هذا البلد الامين مكه مشرفه است ، و بلد امينش خواند ، چون امنيت يكي از خواصي است كه براي حرم تشريع شده، و هيچ جاي ديگر دنيا چنين حكمي برايش تشريع نشده ، و اين حرم سرزميني است كه خانه كعبه در آن واقع است ، و خداي تعالي در باره آن فرموده : او لم يروا انا جعلنا حرما امنا ، و نيز در

 

ترجمة الميزان ج : 20ص :540

 

دعايي كه قرآن كريم از ابراهيم خليل (عليه‏السلام‏) حكايت كرده آمده : رب اجعل هذا بلدا امنا ، و در دعاي ديگرش آمده : رب اجعل هذا البلد امنا .

 

و در آيه مورد بحث با آوردن كلمه هذا و اشاره كردن به مكه احترام خاصي از آن كرده ، و فهمانده كه كعبه نسبت به آن سه نقطه ديگر شرافت خاصي دارد ، و اگر آن را امينخوانده يا به اين جهت است كه كلمه امين را به معناي آمن گرفته ، و آمن معناي نسبت را افاده مي‏كند ، و در نتيجه به معناي ذي الامن - داراي امن است ، مثل اينكه كلمه لابن و تامر به معناي دارنده لبن ( شير ) و تمر ( خرما ) است .

 

و يا به خاطر اين است كه فعيل در اينجا به معناي مفعول است ، يعني شهري كه مردم در آن ايمن هستند ، و كسي از اهالي آن اين ترس را ندارد كه بر سرش بريزند و آسيبش برسانند ، پس نسبت امن به خود شهر دادن نوعي مجازگويي است .

 

لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم اين آيه جواب چهار سوگند قبل است ، و منظوراز خلق كردن انسان در احسن تقويم اين است كه : تمامي جهات وجود انسان و همه شؤونش مشتمل بر تقويم است .

 

و معناي تقويم انسان آن است كه او را داراي قوام كرده باشند ، و قوام عبارت است از هر چيز و هر وضع و هر شرطي كه ثبات انسان و بقايش نيازمند بدان است ، و منظور از كلمه انسان جنس انسان است ، پس جنس انسان به حسب خلقتش داراي قوام است .

 

و نه تنها داراي قوام است ، بلكه به حسب خلقت داراي بهترين قوام است ، و از اين جمله و جمله بعدش كه مي‏فرمايد : ثم رددناه اسفل سافلين الا الذين ... استفاده مي‏شود كه انسان به حسب خلقت طوري آفريده شده كه صلاحيت دارد به رفيع اعلي عروج كند ، و به حياتي خالد در جوار پروردگارش ، و به سعادتي خالص از شقاوت نائل شود ، و اين به خاطر آن است كه خدا او را مجهز كرده به جهازي كه مي‏تواند با آن علم نافع كسب كند ، و نيز ابزار و وسائل عمل صالح را هم به او داده ، و فرموده : و نفس و ما سويها فالهمها فجورها و تقويها پس هر وقت بدانچه دانسته ايمان آورد ، و ملازم اعمال صالح گرديد ، خداي تعالي او را به سوي خود عروج مي‏دهد و بالا مي‏برد ، همچنان كه فرمود : اليه يصعد الكلم الطيب و العمل

 

ترجمة الميزان ج : 20ص :541

 

الصالح يرفعه ، و نيز فرموده : و لكن يناله التقوي منكم ، و نيز فرموده : يرفع الله الذين امنوا منكم و الذين اوتوا العلم درجات ، و نيز فرموده : فاولئك لهم الدرجات العلي ، و آيات ديگر از اين قبيل ، كه دلالت مي‏كند بر اينكه مقام انسان مقام بلندي است ، و مدام مي‏تواند به وسيله ايمان و عمل صالح بالا رود ، و اين از ناحيه خدا عطايي است قطع ناشدني ، و خدا آن را پاداش خوانده ، همچنان كه آيه ششم اين سوره به آن اشاره دارد ، و مي‏فرمايد : فلهم اجر غير ممنون .

 

ثم رددناه اسفل سافلين كلمه رد كه مصدر فعل رددنا است ، ظاهرش اين است كه به همان معناي معروفش باشد ، در نتيجه كلمه اسفل به خاطر افتادن حرف جر يعني حرف الي از اولش منصوب شده ، و تقديرش رددناه الي اسفل است ، و مراد از اسفل سافلين مقام منحطي است كه از هر پستي پست‏تر ، و از مقام هر شقي و زيانكاري پايين‏تر است .

 

و معناي آيه اين است كه : سپس ما همين انسان را كه در بهترين تقويم آفريديم ، به مقام پستي برگردانديم كه از مقام تمام اهل عذاب پست‏تر است .

 

احتمال هم دارد كه كلمه رد در اينجا به معناي جعل باشد ، يعني ما او را پست‏ترين پست‏ها قرار داديم .

 

و نيز احتمالدارد به معناي تغيير باشد ، و معنا چنين باشد كه : ما سپس همين انسان را كه آنطور آفريديم تغيير مي‏دهيم ، و مراد از سفالت به هر حال شقاوت و عذاب است .

 

و بعضي گفته‏اند : مراد از خلقت انسان در احسن تقويم ، همان شرايطي است كه يك انسان در آن شرايط ، هستي مي‏يابد و به حد جواني مي‏رسد ، حدي كه قوايش استقامت يافته ، صورت ظاهريش ، و جمال هيئتش به كمال مي‏رسد .

 

و مراد از رد انسان به اسفل سافلين

 

ترجمة الميزان ج : 20ص :542

 

بر گرداندنش به دوران ضعف قواي ظاهري و باطنيش در پيري است ، كه قد و قامتش از استقامت به انحناء مي‏گرايد ، و هوش و حواسش ناتوان مي‏شود ، در نتيجه اين آيه مفاد آيه زير را مي‏رساند كه فرموده : و من نعمره ننكسه في الخلق .

 

و ليكن اين معنا با آيه الا الذين امنوا و عملوا الصالحات نمي‏سازد ، چون به طور مسلم اين استثناي متصل است ، و برگشتن خلق و خوي انسان در دوران پيري استثناپذير نيست ، چون حكم خلقت عمومي است ، و مؤمن و كافر سرش نمي‏شود ، هر كس به دوران پيري برسد چه صالح باشد و چه طالح ، خلقت ظاهري و خوي باطنيش تغيير مي‏كند ، و ادعاي اينكه مردم صالح و مؤمن چنين نمي‏شوند ، و از دگرگوني مصون هستند ، ادعايي است خرافي .

 

و همچنين اين ادعا كه كسي بگويد : مراد از انسان در آيه شريفه تنها كافر است ، و مراد از رد او بردنش به جهنم ، و يا استثناء در آيه منقطع است ، و مراد از رد ، نكس در خلقت است .

 

الا الذين امنوا و عملوا الصالحات فلهم اجر غير ممنون مگر كساني كه ايمان آورده و اعمال صالح كردند ، كه اجري غير ممنون يعني غير مقطوع دارند ، و اين استثناء متصل و استثناء از جنس انسان است ، و حرف فاء جمله فلهم اجر ... را متفرع بر اين استثنا مي‏كند ، و اين خود مؤيد آن است كه مراد از رد انسان به سوي اسفل سافلين ، ردش بهسوي شقاوت و عذاب است .

 

فما يكذبك بعد بالدين ا ليس الله باحكم الحاكمين خطاب در اين آيه به انسان است ، البته به اعتبار جنس انسان .

 

ولي بعضي گفته‏اند : در ظاهر خطاب به رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) است ، و در واقع منظور ساير مردمند .

 

كلمه ما در آن استفهامي و استفهامش توبيخي است ، و جار و مجرور بالدين متعلق است به جمله يكذبك ، و كلمه دين به معناي جزا است .

 

و معنايش - به طوري كه گفته‏اند - اين است كه اي انسان ! آن انگيزه‏اي كه تو را واداشته كه جزاي روز قيامت را تكذيب كني چيست ؟ آن هم بعد از اينكهما انسان را را دو طايفه كرده ، يك طايفه كه به سوي اسفل سافلين برگشتند ، و طايفه‏اي كه پاداش داده شدند ، پاداشي قطع ناشدني .

 

ا ليس الله باحكم الحاكمين - اين استفهام براي تقرير و تثبيت مطلب قبل است ، و احكم الحاكمين بودن خدا به اين معنا است كه او فوق هر حاكم است ، چون حكمش

 

ترجمة الميزان ج : 20ص :543

 

متقن‏ترين حكم است ، و در حقيقت و نفوذ از حكم هر حاكم ديگر برتر است ، حكم او به هيچ وجه دچار وهن و اضطراب و بطلان نمي‏گردد ، خداي تعالي در عالم خلقت و تدبير حكمي مي‏راند كه به مقتضاي حكمت بايد رانده شود، حكمي متقن و زيبا و با نفوذ ، و چون از يكسو خداي تعالي احكم الحاكمين ، و از سوي ديگر مردم از نظر اعتقاد و عمل دو طايفه هستند حكمت واجب مي‏سازد كه خداي تعالي بين اين دو طايفه از نظر جزا در حيات باقي آخرت فرق بگذارد ، و همين است كه مساله بعث را واجب مي‏كند .

 

پس تفريعي كه در جمله فما يكذبك بعد بالدين شده ، از قبيل تفريع نتيجه بر حجت است ، و جمله ا ليس الله باحكم الحاكمين حجت مذكور را تتميم مي‏كند ، چون تماميت حجت ، موقوف بر احكم الحاكمين بودن خداست .

 

و حاصل آن حجت اين است كه : بعد از آنكه مسلم شد كه انسان در احسن تقويم خلق شده ، و معلوم شد كه بعد از خلقت ، به دو طايفه تقسيم مي‏شود ، طايفه‏اي كه از تقويم خداداديش كه تقويمي احسن بود خارج و به سوي اسفل سافلين برمي‏گردد ، و طايفه‏اي كه به همان تقويم احسن الهي و بر صراط فطرت اولش باقي مي‏ماند .

 

و از سوي ديگر خداي تعالي مدبر امور ايشان ، احكم الحاكمين است .

 

و از سوي سوم حكمت اين خدا اقتضا دارد كه با اين دو طايفه يك جور معامله نكند نتيجه مي‏گيريم كه پس بايد روز جزايي باشد ، تا هر طايفه‏اي به جزاي عملي كه كرده‏اند برسند ، و عقل و فطرت آدمي اجازه نمي‏دهد و بهانه‏اي ندارد كه اين روز جزا را تكذيب كند .

 

پس آيات مورد بحث - به طوري كه ملاحظه مي‏كنيد - همان معنايي را افاده مي‏كند كه آيه زير آن را افاده مي‏كند : ام نجعل الذين امنوا و عملوا الصالحات كالمفسدين في الارض ام نجعل المتقين كالفجار ، و نيز آيه زير كه مي‏فرمايد : ام حسب الذين اجترحوا السيئات ان نجعلهم كالذين امنوا و عملوا الصالحات سواء محياهم و مماتهم ساء ما يحكمون .

 

و بعضي از مفسرين كه خطاب در آيه فما يكذبك را متوجه رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏)

 

ترجمة الميزان ج : 20ص :544

 

دانسته‏اند ، كلمه ما - چيزي كه را به معناي من - كسي كه گرفته‏اند ، و نيز حكم را به معناي قضا گرفته ، و در نتيجه آيه را چنين معنا كرده‏اند : وقتي مردم مختلف هستند ، و لازمه اختلافشان اختلاف جزايشان در روز جزاست ، پس كسي كه تكذيب جزا را روش خود كرده آيا خداي تعالي را اقضي القاضين نمي‏داند ؟ آري او بين تو و تكذيب‏گران به تو به روز جزا حكم خواهد كرد .

 

ولي خواننده عزيز توجه دارد كه صاحبان اين وجه بيهوده خود را به زحمت انداخته‏اند .

 

بحث روايتي

 

در تفسير قمي در ذيل آيه و التين و الزيتون و طور سينين و هذا البلد الامين آمده كه : منظور از تين ، مدينه ، و از زيتون بيت المقدس ، و از طور سينين كوفه ، و از هذا البلد الامين مكه است .

 

مؤلف : اين معنا در بعضي از روايات از موسي بن جعفر (عليه‏السلام‏) از پدران بزرگوارش از رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) نيز آمده ، ولي خالي از اشكال نيست .

 

و در بعضي ديگر آمده : تين و زيتون ، حسن و حسين ، و طور علي ، و بلد امين رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) است .

 

ولي اين روايات به هيچ وجه از باب تفسير نيست .

 

و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از جابر بن عبد الله روايت كرده كه گفت : خزيمةبن ثابت - البته اين غير آن خزيمه انصاري است - از رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) از بلد امين پرسيد ، فرمود : مكه است.



نوشته شده توسط masjedsarallah در چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391

ارسال نظر(0)

:: نمازگزاران مسجد ثارالله توهین نشریه شارلی ابدو به پیامبر اکرم (ص) را محکوم کردند / گزارش تصویری
:: حضور جناب آقای بیژن نوباوه به مناسبت ایام ا... دهه مبارک فجر/گزارش تصویری
:: فراخوان حضور در راهپیمایی یوم الله ۲۲ بهمن
:: مراسم دهه اول فاطمیه (س) در مسجد ثارالله
:: از عرش به فرش
:: دیدار جلیلی با مردم قزوین؛ شنبه بعد از نماز مغرب و عشا ‌در مسجد امام خمینی (ره)
:: مراسم پرفیض دعای کمیل در مسجد ثارالله / گزارش تصویری
:: حاضري از حرم امام روح الله تا جمكران مهدي فاطمه(س) پا به پاي من بيايي؟
:: رهبر معظم انقلاب در دیدار با نیروی هوایی: توافق نکردن بهتر از توافق بد است/ضربه متقابل مردم در ۲۲ به
:: عناوین گناهان کبیره چیست؟





به وبلاگ مسجد ثارالله استان قزوین خوش آمدید.
misamheydari@yahoo.com




:: بهمن 1393
:: دی 1393
:: خرداد 1392
:: اردیبهشت 1392
:: فروردین 1392
:: بهمن 1391
:: دی 1391
:: آذر 1391
:: آبان 1391
:: مهر 1391
:: شهریور 1391
:: مرداد 1391
:: تیر 1391
:: خرداد 1391
:: اردیبهشت 1391
:: فروردین 1391

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 4529
Design By : wWw.LoxBlog.Com