با مطالعه متون اسلامي در مييابيم كه بحث از فلسه احكام از نخستين روزهاي تاريخ اسلام..............

با مطالعه متون اسلامي در مييابيم كه بحث از فلسه احكام از نخستين روزهاي تاريخ اسلام وجود داشته است بطوريكه در متون اسلامي همچون قرآن و روايات ميتوانيم فلسفه برخي از احكام را مشاهده كنيم بطور كلي احكام و قوانين ديني به چهار دسته تقسيم ميشوند:
برخي از احكام از همان آغاز بعثت پيامبر اكرم"ص" فلسفه آن برهمه آشكار بوده و مردم به تناسب فكر و معلومات خود هر كدام چيزي از آنرا درك ميكردند مثل تحريم دروغ ، خيانت ، تهمت ،كم فروشي و تقلب يا امر به عدالت ،پاكي ، كمك به ستمديدگان. در فهم فلسفه اين احكام ميتوان گفت كه هر چقدر بر ميزان دانش و آگاهي انسان افزوده شود اهميت و اثر اين دستورها بهتر درك ميشود .
دستة ديگر از احكام احكامي است كه فلسفه آن بر توده مردم و گاهي بر دانشمندان آن زمان نيز روشن نبوده و در متن قرآن يا سخنان پيشوايان دين اشاراتي به اسرار آنها شده است .
مثلاً شايد مردم آن عصر از فلسفه سه گانه روزه ( فلسفه اخلاقي ، اجتماعي ، بهداشتي ) بي خبر بودند لذا يكجا قرآن اشاره به تأثير تربيتي و اخلاقي آن كرده و مي گويد "لعلكم تتقون" و در جاي ديگر امام صادق"ع" اشاره به تأثير اجتماعي آن كرده و ميگويد: ( تا ثروتمندان و مستمندان يكسان زندگي كنند و از حال گرسنگان آگاه شوند و به كمك آنها بشتابند) و در مورد ديگر پيغمبر اكرم"ص" ميفرمايند: (صوموا تصحوا) " روزه بگيريد تا بدن شما سالم گردد" نظير اين احكام فراوان است كه در متون آيات و احاديث پيغمبر و اهل بيت عليهم السلام به اسرارآن اشاره شده است و كتابي نيز بر اساس جمع آوري اين دسته از احاديث بنام " علل الشرايع" بوسيله محدث بزرگ شيخ صدوق نگاشته شد.
دسته سوم احكامي است كه با گذشت زمان و پيشرفت آگاهي بشر پرده از روي اسرار آنها برداشته شده و چهره آنها نمايان شده است مثل اثرات زيانبار جسمي و روحي و اجتماعي مشروبات الكلي و حتي اثر گذاري آن بر روي ژنها و جنينها كه امروز از زبان آمار و گسترش علم پزشكي ميتوان شنيد.
دسته چهارم : احكامياست كه نه از آغاز روشن و بديهي بوده و نه در لابلاي متون اسلامي به اسرار آن اشاره شده و نه با گذشت زمان تاكنون به آن دسترسي يافتهايم. احكامي مانند تعداد ركعات نماز و يا آهسته و بلند خواندن نمازها. در مورد اين دسته همينقدر ميدانيم كه لازمالاجرا و قابل احترام است همانطور كه سه دسته پيشين ميباشد، زيرا همه از يك منبع سرچشمه گرفته و مأموريت آورنده آنها با دلائل قطعي بر ما ثابت شده است و در مورد اين دسته بايد تعبدي برخورد نمود ، هر چند گاهي دلايلي بيان ميشود اما منحصر در اين دلايل نخواهد بود .